تبليغاتX
فردا سبز است.
ما مي نويسم، پس هستيم
دوستان عزیزی که فیلتر شکن دارید و هنوز می توانید این وبلاگ را مشاهده نمایید، متاسفانه وبلاگ من فیلتر شده. آدرس وبلاگ جدیدم را لینک کردم. لطفاْ آن جا هم به من سر بزنید.

فردا سبز است 1

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 دی1388ساعت 8:56  توسط سپيده  | 

دوستان امسال روز عاشورا با هرسال فرق مي كند. هرسال براي حسين و ابولفضل و مظلوميتشان گريه مي كرديم، امسال براي ندا، سهراب و بقيه شهداي سبزمان خون گريه مي كنيم.

روز عاشورا بزرگترين فرصت است كه از دست دادنش تبديل مي شود به بزرگترين اشتباه پس تا جايي كه مي توانيد اطلاع رساني كنيد. همه با هم ظهر عاشورا حد فاصل ميدان امام حسين تا ميدان آزادي را سبز مي كنيم. به اميد روزي كه ايرانمان سبز و خرم  و از شر يزيد و يزيديان در امان باشد. آن روز دير نسيت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 دی1388ساعت 8:47  توسط سپيده  | 

من  به همراه دو نفر از دوستانم حدود ساعت ۲:۳۰ به مقصد قم از تهران حرکت کردیم و ساعت ۵ صبح به درب منزل آیت ا.. منتظری رسیدیم. جمعیتی که آن موقع صبح آنجا بود برای آن ساعت از روز باور نکردنی بود. به تدریج تا ساعت ۷ صبح جمعیت چشم گیری اطراف منزل ایشان را فرا گرفتند به طوری که تا ساعت ۹ داخل تمام قسمتهای بلوار محمد منتظری جای سوزن انداختن نبود و ازدحام جمعیت تا جایی بود که به حرم و اطراف آن رسیده بود. یک وانت حاوی بلندگو سعی می کرد مردم را به سوی شعارهای ملایم تر هدایت کند ولی مردم اجازه می دادند تا فرد پشت بلندگو صحبتش تمام شود و دوباره شروع می کردند به سر دادند شعار های قبلی مثل " یا حسین میر حسین " و " ما اهل کوفه نیستیم / پشت یزید بایستیم " و  " عزا عزاست امروز روز عزاست امروز / ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز" و ... یک شعار جدید هم بود که من خیلی خوشم آمد. شعار " این ماه ماه خون است/ یزید سرنگون است " بود. بعد از چند دقیقه یک وانت دولتی بین مردم مستقر شد و با صدای بلند قرآن از بلند گو سعی در ساکت کردن مردم کرد که پس از چند دقیقه که مردم با شعار از آنها خواستند ساکت شوند ولی آنها به کار خود ادامه دادند عده ای از جوان هایی که عمدتاْ نجف آبادی بودند بلند گوهای سوار بر وانت را کندند و به زمین انداختند. پذيرايي عزاداران از برادران صدا و سيما هم بد نبود. آن ها از بالاي يك ساختمان نزديم به منزل آيت الله منتظري مشغول فيلم برداري شدند. اولين كسي كه آن ها را ديد من بودم، همه به طرف آنها برگشتيم و آنقدر شعار  "صدا و سيماي ما ننگ ما ننگ ما " و " چقدر بهت پول دادن / دوربين رو دستت دادن " و " بیست و سی بیست وسی/ حیله امرو عاصی " و " صدا و سیما کیهان/ رسانه های شیطان " را داديم كه اون بيچاره ها دوربين و سه پايه شان را جمع كردند و ناپديد شدند. خلاصه مردم تا دلشان خواست شعار دادند و با آن بزرگوار به صورت باشکوهی خداحافظی کردند. بعد تشییع همراه با ازدحام جمعیتی حدود یک و نیم میلیون نفر به سمت حرم مطهر انجام شد. ما هم خسته و کوفته به سمت تهران حرکت کردیم و ساعت ۱ بعد از ظهر به تهران رسیدیم.

نکته جالب این تشیع و تظاهرات این بود که عمده ساکنین قم از وجود این جمعیت و این شعار ها متعجب و حیرت زده بودند. به نظر من اگر بشود به همین ترتیب در همه شهرستان ها تظاهرات برپا کرد خیلی خوب می شود چرا که با این روش ترس شهرستانی ها از کودتا گران می ریزد و اعتراضات کشوری می شود. آن بندگان خدا هم از وضعیت موجود ناراضی هستند ولی چون در محیط های کوچک و شناخته شده زندگی می کنند نمی توانند اعتراض خود را اعلام کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 13:51  توسط سپيده  | 

آیت الله حسینعلی منتظری با شجاعت و شهامت به دیار باقی شتافت و از خود نامی نیک برجای گذاشت.

احتمال اینکه مراسم خاک سپاری ایشان به صورت امنیتی و در خفا انجام شود زیاد است. اما من پیشنهاد می کنم اگر روز خاکسپاری اعلام شد همه به قم برویم و با این مرد بزرگ و شجاع وداع کنیم و دوباره خاری شویم در چشم کودتا گران و به بقیه مراجع و علما یادآوری کنیم که شما هم می توانید عزیز و آمرزیده از دنیا بروید و عملتان به گونه ای باشد که میلیون ها ایرانی برایتان آه حسرت از نهاد برآورند و در غم از دست رفتنان سوگواری کنند.مرگ بايد چنين باشد سفيد و زيبا مانند مرگ قوها كه زيباترين آوازشان را درآخرين نفسشان مي خوانند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 10:16  توسط سپيده  | 

امروز از صبح خبر هایی شنیدیم که از آن ها بوی دستگیری موسوی به مشام می رسید.

ستاد موسوی طی پیامی از مردم خواست که هوشیار باشند تا ساعت های دیگر اتفاقی در راه است.  از مردم خواسته شده امشب و هر شب ساعت ۱۰ ندای الله اکبر سر دهند. ظاهراْ دیشب طی یک جلسه محرمانه تصمیماتی اتخاذ شده است که مهمترین آن دستگیری موسوی می باشد. قرار ما از قبل این بود که درصورت نشر خبر دستگیری سران اصلاحات به خیابان انقلاب بیاییم. این غافلان فکر می کنند با دستگیری موسوی و کروبی قائله ختم می شود ولی نمی دانند که مردم دیگر کوتاه نمی آیند و پیروی از سران فقط برای شروع حرکت الزامی بود اما دیگر حرکت آغاز شده و قصد از پا ایستادن را هم ندارد که اگر داشت از ترس مرگ و شکنجه و تجاوز تا به حال سر و صداها خوابیده بود. ارزوی سکوت مردم این بار خیال باطلی بیش نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 14:8  توسط سپيده  | 

قرار است بچه هاي سبز از ساعت ۵-۳ بعد از ظهر ۱۶ آذر جلوي درب دانشگاه تهران راه پيمايي آرام انجام دهند، در صورت بسته بودن خيابان انقلاب بايد به سمت دانشگاه اميركبير ( خيابان حافظ ) حركت كنيم. از ابتداي روز ۱۶ آذر تمامي مسيرهاي منتهي به اين دو قسمت به سختي كنترل مي شود و تعداد زيادي از مامورين گارد و لباس شخصي ها تمام اين مسير را پوشش داده اند و تمامي فروشنده ها را مجبور به تعطيلي مغازه هايشان كرده اند.طبق آخرين اخبار رسيده حوالي خيابان انقلاب درگيري شديد است و در چهارراه وليعصر تير هوايي شليك شده مدام هم صدای آمبولانس شنیده می شود ولي ما از هيچ چيز نمي ترسيم و امروز بعد از ظهر در خيابان ها باز هم دوستان نيروي انتظامي، بسيجي، سپاهي و لباس شخصي را ملاقات مي كنيم.

خدا را شکر که باز هم جان سالم به در بردیم.

اتفاقات دیروز نشان دهنده این بود که مردم دیگر ترسی از فشار و سرکوب ندارند. دیگر ترسی از بسیجی و سپاهی و نیروی انتظامی ندارند. شش ماه است که خسته نشده اند، به خانه هایشان نرفته اند و اگر هم رفته اند دوباره به موقع بیرون آمدند. کم کم درحال کار آزموده شدن هستیم. کم کم راه مبارزه با زنگی مست را پیدا کرده ایم. ما خودمان، خودمان را سازماندهی می کنیم، حرکتمان خود جوش است پس باید روی پای خودمان بایستیم. حالا جمهوری اسلامی تلاش کند اوضاع را آرام نشان دهد. باز هم به جایی نمی رسد همانطور که از اول نرسیده است از همان روزی که رییس جمهور منتصب خیل عظیم مخالفان را مشتی خس و خاشاک خواند تا امروز که فریب خورده و اغتشاشگر و سودجو و دانشجو نما نامیده می شویم مدام درحال تکرار یک اشتباه هستند و آن هم نادیده گرفتن مخالف است. با دیدن شور و هیجان دوباره مردم مطمئن شدم حتماْ ما پیروزیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 13:16  توسط سپيده  | 

باز هم رها و باز هم پیدا کردن پرتقال فروش. من نمی دانم چرا این رها کلید کرده روی پرتقال فروش بیچاره.!

پیدا کنید پرتقال فروش را (2)

بر اساس گزارش « سازمان بین المللی شفافیت » رتبه ی ایران از نظر شاخص فساد اداری در سال گذشته 27 پله سقوط کرد و امروز ایران با رتبه ی 168 تنها هفت کشور را پایین تر از خود می بیند. دانستن اسامی این کشورها بد نیست: سومالی (مقر دزدان دریایی)، افغانستان (پایتخت مواد مخدر جهان و تروریست های القاعده)، سودان ( کشوری که رییس جمهورش به علت نسل کشی دارفور تحت تعقیب بین المللی است)، میانمار (که اخبار کودتای نظامی و دولت ضد حقوق بشری اش هنوز سرخط خبرهاست) و عراق جنگ زده.

چه سنخیتی بین ایران و این کشورها وجود دارد که ما در این جدول در همسایگی آنها قرار گرفته ایم؟ چهار سال قبل آقای خاتمی کشور را با رتبه ی 88 (که البته آن هم رتبه ی خوبی نیست) تحویل کسی داد که معتقد بود دولت های قبلی همگی فاسد بودند، کشور حکومت هزار فامیل شده است، عدالت از میان رفته است و .....

آقای احمدی نژاد متشکریم! به لطف دولت عدالت محور شما از نظر فساد اداری سالانه 20 پله سقوط کرده ایم، یعنی دولت شما تنها در مدت چهار سال میزان فساد اداری در ایران را دو برابر نموده است. می دانید ملاک های این ارزیابی چیست؟ فساد، اختلاس، رشوه گیری، خرید و فروش پست های دولتی، فساد دستگاه قضایی، فساد مالی سیاستمداران و ناکارآیی در مبارزه با مواد مخدر. فکر می کنم این شرح گویای همه چیز است.

راهنمایی: یک بار دیگر خصوصیات کشورهایی که در رتبه ای پایین تر از ایران قرار دارند را بخوانید، شاید بتوانید پرتقال فروش را پیدا کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 10:29  توسط سپيده  | 

دوستان عزیز این روزها ایران خبر ساز شده است. بعضی اوقات ملتش، بعضی اوقات دولتش و بعضی اوقات کشورش. پشت سر هم رکورد می شکنیم. این بار در فساد رکورد شکستیم. سازمان شفاف سازی جهانی هر سال رده کشور های مختلف را در زمینه فساد اعم از فساد اخلاقی، مالی، دولتی و ...  اعلام می کند. ایران در سال ۲۰۰۲ از جمع ۱۴۸ کشور صاحب رتبه ۸۷ شده بود. که این بهترین رتبه ایران در چند سال اخیر بود. بعد از آن مردم در دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی دچار سرخوردگی های سیاسی شدند و به همین دلیل دوباره رعایت نکات اخلاقی را فراموش کرده و همین امر باعث شد که ایران در آن سال ها تا یک سال بعد از ورود احمدی نژاد دو، سه پله ای سقوط کند. این روند از سال ۲۰۰۵ به بعد یکباره شدت یافت تا جاییکه ایران در اواخر  سال ۲۰۰۹ در رده ۱۶۸ از بین ۱۸۰ کشور قرار گرفت. یعنی فقط ۱۲ کشور تا پایان جدول که من فکر می کنم با وضعیت حاکم در کشور این اتفاق دور از ذهن نیست و حتماْ تا یکی دوسال آینده به آن دست خواهیم یافت.

آن روزی که مهندس موسوی می گفت: این فضای بسته حاکم دیکتاتوری می آورد و دیکتاتوری هم نتیجه اش می شود فساد. عده ای از مردم این امر را درک نکردند و به گونی های سیب زمینی دل بستند وای بر روزی که همه مردم از نزدیک این فساد را لمس کنند. خیلی دیر نیست.! 


 مرگ پزشک وظیفه رامین پور اندرجانی را به خانواده آن مرحوم تسلیت می گوییم.

خیلی سخت است که فرزندت را به سختی بزرگ کنی، از او در برابر همه ناملایمات نگه داری کنی، از او حمایت کنی، هیچ چیزی را برای خودت نخواهی تا او به جایی برسد. حالا که دکتر شده آن هم یک پزشک موفق، جزو شاگردان زرنگ دانشگاه بوده، رتبه خوبی در کنکور آورده و با معدل خوبی هم فارغ التحصیل شده، بسپاریدش به دست مشتی جنایتکار تا جنازه اش را به تو تحویل دهند.

تا کی قرار است این اتفاقات تکرار شود؟! دیگر دلی برای پاره پاره شدن نداریم. به خدا نداریم.!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 9:48  توسط سپيده  | 

دوستان عزيز به خاطر اين چند روز تاخير من را ببخشيد. دندان عقلم به شدت چرك كرده بود و درد زيادي داشتم، براي كشيدن آن حتماً بايد صبر مي كردم تا به حالت طبيعي برگرده طي اين مدت هم براي از بين رفتن عفونت مجبور بودم روزي 2 عدد پني سيلين بزنم. به هر حال شنبه از شر آن دندان راحت شدم.

 ديروز خبري شنيدم در مورد اينكه سهميه بنزين خودرو هاي شخصي از ماهيانه 100 ليتر به ماهيانه 80 ليتر تغيير مي يابد. چند روز پيش تر يكي از دوستان به نام رها برايم مطلبي فرستاده بود كه بد نديدم كه حالا كه باز هم بحث شيرين بنزين پيش آمده آن را در وبلاگم بگذارم تا شما نيز آن را بخوانيد و قضاوت كنيد.

پیدا کنید پرتقال فروش را

روزنامه ی اعتماد، یکشنبه 10 آبان 88 در صفحه ی 4 در ستون خط اعتماد در پاسخ به یک خواننده از قول مسوولین توضیح می دهد که هنگامی که کارت سوخت خود را در دستگاه قرار می دهید، اگر زودتر یا دیرتر از زمانی که دستگاه اعلام میکند رمز را وارد نمایید، چهار لیتر از سهمیه ی شما کسر خواهد شد.

آیا این تنها یک خطای نرم افزاری ساده است؟

اگر روزانه پانصد هزار خودرو جهت دریافت سوخت به پمپ های بنزین مراجعه نمایند، با توجه به عدم اطلاع رسانی در این مورد، می توان حدس زد که 80 درصد خودروها این خطا را مرتکب می شوند

یعنی روزانه 1،600،000 لیتر بنزین مطابق آمار مصرف شده است که در واقع چنین نیست. این یعنی 584 میلیون لیتر بنزین در سال که اگر قیمت پایه خلیج فارس را 450 تومان بگیریم، معادل 262 میلیارد و هشتصد میلیون تومان خواهد بود. در حالی که  این بنزین مطابق آمار با قیمت 100 تومان مصرف شده است و پول واریزی بابت آن برابر 58 میلیارد و چهارصد میلیون تومان خواهد بود. باقی این پول یعنی 204 میلیارد و چهارصد میلیون باقی کجاست؟

آقایان مسوول ستاد مبارزه با قاچاق سوخت! لطفا پرتقال فروش را پیدا کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 13:22  توسط سپيده  | 

دلم مي خواهد دست كه نه، پاي همرزمانم را ببوسم. باورم نمي شود اين همه شجاعت را! باورم نمي شود اين همه استقامت را! باورم نمي شود اين همه جسارت را! باورم نمي شود اين همه فداكاري را! باورم نمي شود اين همه درايت را! آنقدر هيجان زده ام كه ديگر نمي دانم چه چيز در باورم مي گنجد و چه چيز نمي گنجد.! خدايا فقط مي توانم سجده شكر در برابر عظمتت، به خاطر آفرينش چنين انسان هايي برآورم. خدا يا از تو سپاسگذارم و با تمام وجود ستايشت مي كنم.

ديروز (۱۳ ابان) روز رشادت بود و شجاعت. از همان ابتداي صبح مردم دسته دسته از همه جاي تهران به سمت ميدان هفت تير سيل وار در حركت بودند. از همان ساعات اوليه حمله وحشيانه مامورين گارد و بسيجيان به مردم شروع شد. اولين گازهاي اشك آور حدود ساعت نه و نيم استفاده شد. اولين تعقيب و گريزها از همان ساعت شروع شد. ابتدا همه مردم از اين همه وحشي گري بهت زده بودند. ولي كم كم خودشان را پيدا كردند. رييس پليس تهران در يك حركت محقرانه مردم را فريب داد. شب قبل از طرف رييس پليس اعلام شد به همرا داشتن نماد هاي سبز ايرادي ندارد ولي روز ۱۳ آبان هر كس هر نوع نماد سبزي به همراه داشت دستگير شد و به طرز وحشيانه اي به سمت اتوبوس هاي واقع در ميدان هفت تير برده شد. جالب اينكه ديگر براي نگه داشتن مردم بعد از دستگيري از ماشين هايي با شيشه دودي استفاده نمي شد و كاملاً علني جوانها در اتوبوسهاي عادي نگه داشته مي شدند. تمام رفتارهاي حكوت رفتارهايي بود كه فقط از يك حكومت نظامي برمي تابد چرا كه در آن ها از هيچ نرمش و سياست بازي خبري نبود. و چه قدر خوب! چراكه هرگاه حكومتي به اين سمت حركت كند، سقوط خودش را تعجيل مي كند. ديروز با وجود حجم زياد سركوبي و زد و خورد و بد رفتاري ماموران، باز هم مردم حماسه آفريدند و نزديك ظهر در خيابان كريمخان ( خود من آنجا حضور داشتم ) و چند نقطه ديگر به يكباره جمع شدند و شعار دادن و مبارزه را آغاز كردند. و چه با شكوه و با صلابت اين كار را انجام دادند. همه ما از ابتداي صبح تحت فشار عصبي شديدي بوديم ولي اين يكپارچه گي خستگي همه مان را شست و با خود برد. بقيه داستان را هم حتماً خودتان بهتر از من مي دانيد كه چطور مردم، تا بعد از ظهر به مبازره و ايستادگي پرداختند. اين رفتار حكومت به ضرر خودش شد و به نفع ما. از همان اول سعي در تحريك و تخريب مردم داشتند. تمام خيابان ها را براي عده قليلي از جيره خورهايشان بسته بودند و چه قدر آن ها احساس شجاعت و غرور مي كردند و درست وسط ميدان هفت تير ايستاده بودند و فرياد " ماشاا..، حزب ا.." سر مي دادند. به به چه شجاعتي.! با اين همه محافظت بايد انسان خيلي شجاع باشد كه بتواند صدا در گلويش بياندازد و زير بيرق عرب هاي لبناني و فلسطيني سينه بزند. واقعاً دست مريزاد دارد.! اگر اين شجاعت است پس ايستادن زنان و دختران نحيف در برابر ضربات باتوم چيست؟ اگر اين شجاعت است پس سينه سپر كردن و ايستادن پير زن ها جلوي مامور ها براي حفاظت از جوان ها چيست؟ اگر اين شجاعت است پس اولين فرياد " ا.. اكبر " با اين همه فشار و خشونت چيست؟ ديروز حكومت سنگ تمام گذاشت ولي بازهم ما نترسيديم. ديگر بيشتر از اين چه در چنته دارند؟ با ۱۶ آذر مي خواهند چه كنند؟ ما اين بار شجاع تر و آماده تر هستيم.!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 11:28  توسط سپيده  | 

اصل انتخابات

چندی پیش آقای خامنه ای گفت کسانی که اصل انتخابات را زیر سوال می برند، مجرمند.

اصل انتخابات چیست؟

الف) اصل انتخابات حق برابر همه برای نامزدی است. آیا هر ایرانی ای فارغ از عقیده و مسلکش می تواند نامزد انتخابات شود؟ آقای خامنه ای! شورای نگهبان مجرم است.

ب) اصل انتخابات یعنی حق برابر نامزدها برای تبلیغات انتخاباتی. آیا تمام نامزدها در استفاده از صدا و سیما سهمی برابر داشتند؟ آقای خامنه ای! صدا و سیما مجرم است.

ج) اصل انتخابات یعنی رای مردم، یعنی رای اکثریت مردم نه اعداد ساختگی دولت اصول گرا! آقای خامنه ای! وزارت کشور مجرم است.

د) اصل انتخابات یعنی نتیجه ی انتخابات هنگامی رسمیت می یابد که پاسخ قانونی معترضان به نتایج ارایه گشته باشد. آقای خامنه ای! شما مجرمید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 8:30  توسط سپيده  | 

دوستان عزیز متاسفانه وبلاگ دوست سبز مان رضا رئیسی ( طنز نوشته های یکی از خس و خاشاک سبز ) فیلتر شده آدرس جدید ایشان را برایتان گذاشته ام.

http://rezaraeisei.mihanblog.com/

خوشه چين هم فيلتر شد.

http://greenmaslak.blogfa.com/

بدون عنوان هم فيلتر شد.

http://daheye80.blogsky.com/

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 14:1  توسط سپيده  | 

شعار های روز ۱۳ آبان:

 

 باراک حسین اوباما/یا با اونا یا با ما


نه شرقی نه غربی / جمهوری انسانی

نه شرقی نه غربی / دولت سبز ملی 


قتل شکنجه اعدام / این است دین اسلام؟! 

استقلال آزادی / جمهوری ایرانی  

آقا سفارش می­کنه / احمدی سازش میکنه   

 
یارانه رو برمی­دارن / تو جیب لبنان می­ذارن 


ملت ما بیدار است / از استبداد بیزار است


ایران شده بازداشتگاه / اوین شده دانشگاه  


تجاوز به ملت / شده مرام دولت


نصر من­الله و فتحٌ قریب / ننگ بر این دولت مردم­فریب 


دیکتاتور، دیکتاتور / این آخرین پیام است / جنبش سبز ایران / آمادۀ قیام است 


دانشگاه، جای نظامیان نیست / دانشجو، سرباز پادگان نیست

خونی که در رگ ماست / هدیه به ملت ماست

دیکتاتور بیچاره / بازی ادامه داره

ما بچه های جنگیم / بجنگ تا بجنگیم

 

همراه شو عزیز  رسانه خودمانیم

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 10:42  توسط سپيده  | 

دوستان به نظر شما در این مقطع کدام یک از راههای زیر برای مبارزه و گرفتن نتیجه دلخواه جنبش سبز مناسب تر است؟

۱- وبلاگ نویسی

۲- راهپیمای های مناسبتی

۳- ماندن در خیابان ها

۴- مبارزه از طریق تحریم

۵- اعتصاب اصناف

۶- تشکیل احزاب

۷- به آشوب کشیدن شهر ها

۸- درگیری های مسلحانه

۹- دخالت خارجی ها

۱۰- سایر موارد

لطفاْ  بر مبنای واقعیت و امکانات موجود نظر دهید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 9:23  توسط سپيده  | 

باز هم سردار احمدی مقدم گفته اند که نیروی انتظامی از تجمعاتی که با مجوز صورت بگیرد حمایت می کند و با هر نوع تجمع بدون مجوزی برخورد خواهد کرد.

 چند بار دیگر باید بگوییم که ما عاشق هر نوع مجوز هستیم، بابا شما از پارتی هایتان در وزارت کشور بخواهید یک مجوز به ما بدهند ما هم قول می دهیم که در تجمعمان بگوییم:" نیروی انتظامی حمایتت میکنیم." وقتی شما و دوستانتان به ما مجوز نمی دهید ما که مثل بعضی ها که پارتی کلفت در نهاد ریاست جمهوری دارند و برای خودشان مدرک و مقاله و ... جعل می کنند پارتی نداریم که برای خودمان مجوز جعل کنیم. که تازه اگر هم داشتیم این کار را نمی کردیم. چرا؟ اولاْ به این مدارک جعلی نمی شود اعتماد کرد چون ممکن است مثل مدارک بعضی ها گندش دربیاید و آبرویمان برود ما که کسی را نداریم که اگر رسوا شدیم باز هم از ما تعریف کند و بهمان جایزه بدهد. دوماْ ما اصولاْ از تقلب و جعل و دروغ و کلک و ریا و هاله نور و ... بیزاریم، پس باز هم ما می مانیم و دست های خالی از مجوز. خدا را شکر که قانون درست و حسابی هم نداریم همان نیم بندی هم که داریم درست اجرا نمی شود. چون در همان کتاب قانونی که گفتیم اصلی وجود دارد به نام اصل ۱۲۷، که در آن آمده است هرگونه اعتراض و تجمعی که با اسلام منافات نداشته باشد و در آن از سلاح گرم استفاده نشود بلامانع بوده و هیچ مرجعی حق جلوکیری از آن را ندارد. خوب این هم از این، پس باز هم ما ماندیم و دست های خالی از مجوز. خوب حالا باید چه کار کنیم؟ باز هم خواهش می کنیم برای تجمع معترضین یک زمان و مکانی را که خودتان صلاح می دانید مشخص کنید و قول بدهید که به جان و مال و ناموس مردم تعرض نمی کنید، ما هم می گوییم چشم هرجه شما بگویید و دست از تجمعات خیابانی در روز های زیبای مراسم شما بر میداریم و مانع تجمعات نمایشی شما یا همان نمایش تجمع شما نمی شویم. شما هم لطفاْ ما را تهدید نکنید، برای خودتان بد است چون ما از این تهدید ها نمی ترسیم و باز هم شما سنگ روی یخ می شوید. فعلاْ شما فقط در محدوده نظامیتان آبرو دارید و فقط در آن مکان ها است که عده ای از شما می ترسند آن یک ذره اقتدار را سفت بجسبید تا بدتر از این نشود. باز هم می گویم این حرف ها را نزنید، جلوی سربازهایتان ضایع می شویدها.!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 9:47  توسط سپيده  | 

 
+ نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 11:34  توسط سپيده  | 

+ نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388ساعت 11:34  توسط سپيده  | 

جنبش سبز نشان داده است که جنبشی صلح طلب است. ما راضی به ریختن قطره ای خون از بینی کسی نیستیم و به همین علت ترور فرماندهان سپاه را به خانواده های آنان تسلیت می گوییم،اما بیایید به این حادثه دقیق تر نگاه کنیم

این حادثه نشان داد که بر خلاف ادعاها، مرزهای ما امن نیست. این از کجا ناشی می شود؟ آیا سپاه به وظایف خود عمل کرده است؟ مگر سپاه به عنوان یک نیروی نظامی وظیفه ی دفاع از کیان کشور را ندارد؟ چگونه است که عده ای می توانند از لایه های متعدد حفاظتی یک جلسه ی نظامی عبور کنند و دست به تروذ فرماندهان ارشد سپاه بزنند؟

مساله از آنجا آغاز می شود که سپاه وظیفه ی اصلی خود را فراموش کرده است. این که نیروهای نظامی نباید در سیاست دخالت کنند، امری دو وجهی است. وجهی از آن پیشگیری از ایجاد استبدادی نظامی است و وجه دیگرش ممانعت از انحراف آن از وظایف اصلی اش است.

وظیفه ی سپاه دخالت در انتخابات نیست. این که چه کسی رییس جمهور شود به سپاه ربطی ندارد. این که مردم در راهپیمایی آرام و قانوی خود، خواسته هایشان را مطرح می کنند به آنان ربطی ندارد. چرا سپاه باید وارد درگیری های سیاسی شود و به قلع و قمع عده ای از کنشگران بپردازد؟

جهت دیگر، فعالیت های اقتصادی سپاه است. آیا سپاه یک بنگاه اقتصادی است؟ مخابرات، بانکداری،...... و به زودی صنعت اتومبیل سازی چه ارتباطی با یک ارگان نظامی دارد؟

وقتی سپاه در همه ی امور دخالت می کند، از وظیفه ی اصلی خود باز می ماند و در نتیجه فرد یا گروهی میتوانند چنان در آن نفوذ کنند و عوامل حفاظتی و اطلاعاتی اش را بفریبند که دست به چنین اقدامی بزنند.

قتل و آدم کشی غلط است، به هر دلیلی و توسط هر کسی که رخ دهد. باز هم تسلیت می گوییم 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 9:34  توسط سپيده  | 

دیروز شنیدم که آقای عطاءا.. مهاجرانی طی یک بیانیه ای از طرف آقایان خاتمی، کروبی، موسوی و جنبش سبز ایران گفته بودند که اگر تحریم ها علیه ایران زیاد شود و یا اینکه هرنوع حمله نظامی علیه ایران صورت بگیرد، جنبش سبز از حرکت باز می ایستد. می خواهم از آقای مهاجرانی عزیز بپرسم که حضرت عالی از کی به جنبش سبز پیوستید که ما مطلع نشدیم؟  آن روزهایی که هرکدام از چهره های شاخص دهان باز می کردند، مستقیم به اوین می رفتند شما کجا بودید؟ شما آن موقع کجا بودید که حالا برای خوش خدمتی جلوی حضرات بیانیه صادر می کنید؟ می خواهم بدانم که آیا کسی از شما سوالی کرد که شما مجبور به دادن چنین پاسخی شدید یا خودتان خواستید که نظر دهید؟ شاید اگر از سران اصلی جنبش پرسیده شود که آیا با تحریم و یا حمله نظامی به ایران موافق هستید؟ چنین پاسخی بدهند. البته شاید. ولی تا کسی از آن ها چنین سوالی نکرده، آن ها هم چنین چیزی نخواهند گفت. ولی همه باید بداند جنبش سبز تحت هیچ شرایطی از حرکت باز نخواهد ایستاد. آقای مهاجرانی عزیز نه شما سخنگوی جنبش سبز هستید، نه آقای موسوی، نه آقای خاتمی، نه آقای کروبی و نه من  و دیگر بچه های کوچه بازار و دانشگاه و مدرسه، هیچکدام از ما نمی توانیم از طرف این حرکت عظیم حرف بزنیم هرکدام از ما فقط می توانیم حدس یا خواسته خود را بگوییم. هیچکدام از ما نمی توانیم ادعا کنیم نماینده جنبش سبزیم و از طرف همه به دنیا پیام بدهیم آن هم پیام فروپاشی جنبش را. جنبش سبز یک حرکت اجتماعی است نه یک حرکت سیاسی که اگر سران آن به توافقات پشت پرده رسیدند هر کس سرکار خود برود و فراموش کند که از روز اول چنین حرکتی آغاز شده است. دوست عزیز جنبش سبز  از کسی دستور نمی گیرد. خود آقای مهندس موسوی که نفر اول این جنبش بوده است بارها به این که مردم از او پیشروتر هستند اشاره کرده است. جنبش سبز امروز حرف هایی برای گفتن دارد که تا به حال از طرف هیچ شخصی که در نظام هرگونه سمتی داشته یا دارد مطرح نشده است. امروز خواسته های جنبش سبز بسیار فراتر از ابطال انتخابات است. درست برخلاف روز های اول حرکت. آن روز اگر نظام صدای مردم را می شنید، شاید امروز خواسته های جدید تری که صد در صد به ضرر نظام است مطرح نمی شد. در این زمینه ما بی تقصیریم، ما فریاد زدیم، خودشان نشنیدند و یا نشنیده گرفتند. امروز جنبش با هر چیزی که دولت احمدی نژاد را از پای در بیاورد موافق است حتی اگر خودمان هم بیش از این تحت فشار قرار بگیریم، به هر حال از قدیم گفته اند بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. زندگی ما امروز هم سیاه است و همین طور پیش برود سیاه تر از این همه می شود. پس بگذارید یک نسل نابود شود تا شاید زندگی برای ایران آینده لذت بخش تر باشد. پس آقای مهاجرانی و ... لطفاْ دیگر از طرف همه ما صحبت نکنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 14:42  توسط سپيده  | 

چند سالی می شود که همه چیز تغییر نام داده است. اسم خیابان ها، میدان ها،پارک ها، کوچه ها، رفتارهای اخلاقی، صفت ها، لقب ها و ... مثلاْ اسم خیابان تخت طاووس شد شهید مطهری، تخت جمشید شد شهید طالقانی، مصدق شد پهلوی و بعد هم شد ولی عصر، شاه رضا شد انقلاب،  آیزونهاور شد آزادی، ولیعهد شد پاتریس لوبومبا، سلطنت آباد شد پاسداران، فرح آباد شد پیروزی، شاه شد جمهوری، کوروش کبیر شد شریعتی، شهباز شد هفده شهریور، آریامهر شد فاطمی، وزرا شد خالد اسلامبولی، فرح شد سهروردی، کاخ شد فلسطین،نادرشاه شد میرزای شیرازی، دولت شد کلاهدوز، مجیدیه شد استاد حسن بنا، اختیاریه شد دیباجی، فرمانیه شد لواسانی، پسیان شد مقدس اردبیلی و ... مثلاْ اسم میدان شهیاد شد آزادی، بیست و چهار اسفند شد انقلاب، فوزیه شد امام حسین، ژاله شد شهدا،کاخ شد فلسطین، ولیعهد شد ولی عصر، بیست و پنج شهریور شد هفت تیر، سپه شد امام خمینی و ... این ها فقط تعدادی از تغییر نام هاست البته در این مقوله چون موضوع بحث مطلب دیگری است، قضاوت در مورد اینکه اسامی قدیم زیباتر بود یا اسامی جدید زیباتر است، را به خودتان وامی گذاریم. شهید شد زنده تاریخ یا به عبارتی دیگر زنده جاوید، جانباز شد شهید زنده، اسیر شد آزاده، آخوند شد روحانی، دادگاه شد تماشاخانه یا همان تئاتر، هنر شد یک مقوله زاید و تجملاتی، یک استان دار منفور شد یک رییس جمهور محبوب، بانک شد حیات خلوت دولت، هوگوچاوز کومونیست شد مشهدی هوگوچاوز، سپاه شد تجارت خانه، مسجد شد اسلحه خانه یا پادگان، دانشگاه شد قرارگاه یک نیروی نظامی ( بسیج )، آدم انقلابی شد خائن و وطن فروش، جمعیت میلیونی معترض شد یک مشت اراذل و اوباش و خس و خاشاک و ... . دزدی و کلاهبرداری شد زرنگی، حق دیگران را خوردن شد حق خود را گرفتن، پول داشتن شد ارزش، خودخواهی شد کلاس، بی سوادی شد یک چیز معمول و ... حالا چه اتفاقاتی افتاد که این گونه شد بازهم در این مقوله نمی گنجد. به تازگی یک تعریف دیگر نیز تغییر نام داده که یک فرق بسیار عمده با تغییر نام های گفته شده دارد. هدف مند کردن یارانه ها، هدف مند کردن یارانه یعنی چه؟ یعنی به اسم هزینه کردن یارانه برای زیرساخت ها ( کدوم زیر ساخت آدم حسابی؟  برای خواندن این جمله لحن تمسخر آمیز به خودتان بگیرید، کمی صدایتان را در گلو بیاندازید و کمی هم کشیده بخوانید.) تمام درآمد کشور در اختیار دولت قرار بگیرد. حالا این وسط پول نفت و دیگر منابع ما چه می شود و سر از کدام کشور و کدام کانتینر و لب مرز کدام کشور در می آورد خدا می داند. بسیار باعث تعجب است اتفاقی با این سطح اهمیت درحال رویدادن است که می تواند زندگی قشر عظیمی از جامعه را نابود کند ولی همه در برابرش سکوت کرده اند. شاید کسانی که در راس هستند و تصمیم با آن هاست قطع یارانه ها در زندگیشان تاثیرگذار نخواهد بود و یا شاید هم همه احساس موقتی بودن داردند و فکر می کنند با وضعیت موجود توان اداره کشور را ندارند ولی می توانند به لطف بودجه عظیمی که به سمت دولت سرازیر می شود فعلاْ  مملکت را اداره کنند حالا تا کی باشد که این بادکنک عظیمی که مدام درحال دمیدن در آن هستند بترکد و همه چیز را نابود کند. به هر حال مردم هرقدر هم نجیب باشند یک ظرف تحملی دارند و آنگاه كه فشار از آستانه تحملشان بالاتر برود قطعاْ منفجر خواهند شد. وای به آن روز! قطع یارانه ها یا همان هدف مند کردن یارانه ها مساوی است با قطع آرزو ها، قطع امید ها، قطع اولین امکانات اولیه از زندگی مردم، یعنی از هم پاشیده شدن خیلی از زندگی ها، یعنی گرسنگی بیشتر، یعنی رفاه کمتر، یعنی خاموشی در خانه ها، یعنی خالی شدن سفره مردم از همین اندک چیزی که دارند. یعنی اعتیاد بیشتر، یعنی فساد و فحشا بیداد خواهد کرد. یعنی بچه های کمتری به مدرسه بروند، یعنی مردان بیشتر از این جلوی همسران و فرزندانشان شرمسار باشند. یعنی مردم درد وبیماری را بیشتر از این تحمل کنند. یعنی کمتر از این به سفر بروند. یعنی غمگین تر و افسرده تر از این باشند. یعنی لباس هایشان کهنه تر از این باشد. یعنی بالاتر رفتن آمار سکته و سرطان، یعنی بدبختی و سیاهی هر روز بیشتر از روز قبل. خوب برادر من چرا عادت کرده اید اسم همه چیز را عوض کنید؟ از همان اول به جای عبارت دهان پر کن هدف مند کردن یارانه ها بگویید کشتن ایران و ایرانی. حداقل این مردانه تر است.!

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 10:37  توسط سپيده  |